تبلیغات
سکوت سین هفتم، هفت سین آرمانیمه - مطالب اردیبهشت 1390

سکوت سین هفتم، هفت سین آرمانیمه

به نام خالق پروانهها

خیلی وقته دست به قلم نگرفتم و توی صفحه سفید با صفر و یک ها خط خطی نکردم

شاید بار زندگی و مسئولیت رو دوشم سنگینی می‌کرد اما نه این طور نبود دلم بد جوری سنگین شده بود سنگین از بس که فریاد نزده بودم

دلم بد جوری تنگ شده بود برای اون روزای که خسته و کوفته و داغون از اردوگاه می‌یومدم خونه و ...

دلم بد جوری تنگ شده بود برای تکه کلام‌های که عمری باهاشون زندگی کرده بودم همشون رو توی یه شوخی کاغذی هدیه دادم به برادر

دلم تنگ شده برای اون روزای که آبجی مهربونم آروم به حرفام گوش می‌داد و بعد با صبر و تامل شروع می‌کرد به نصیحت

دلم تنگ شده برای اون روزای که غرور و لج بازی و یه دندگی‌های هیچ کسی رو تحمل نمی‌کردم و سریع جلوشون می‌ایستادم

اما دیروز همه چیز تموم شد یا شایدم آتیش زیر خاکستره که قراره با یه باد کوچیک دوباره شروع بشه هر چی هست مهم اینه که داره کم کم تلسم خستگیام و بی حوصلگیام شکسته می‌شه

کار و درس و زندگی و مدیریت

بعد از کلی شاخه به شاخه شدن و گنجیشکی رفتار کردن نشستم روی یه شاخص مشخص که اسمش هست مدیریت فرهنگی

درسام سختن و مفهومی با کلی پروژه انجام نشده که دارن کم کم رو هم دیگه جمع می‌شن و روزها یکی پس از دیگری می گذرد درست مثل رود روان

با خودم عهد بستم بهتر و پر تلاش تر از گذشته کار کنم، درس بخونم و مدیریت کنم

برام دعا کنید تا بتونم به رسالت واقعیم عمل کنم

به قولی رسالت اصلیم اینه که بتونم خودمو مدیریت یا عوض کنم نه دیگرون رو چرا که وقتی خودت درست باشی اطرافیانت هم درست می شن

با کلامی بدرود

امضا محمد‌


نوشته شده در یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 ساعت 06:29 ب.ظ توسط سکوت نظرات |


Design By : Pichak